۱۳۸۷ بهمن ۱۸, جمعه

سی سال خاموشی...!

این روزا هر شبکه ای که می زنی از انقلاب و بازگشت امام راحل و …نشون میدن. خلاصه تو این دو ماه برنامه های تلویزیون ایران مفت نمی ارزه. البته روز های دیگه هم فرق آن چنانی نداره. همه ی برنامه ها یک نواخت و کسل کننده است.

امسال سی امین سالگرد انقلاب اسلامی ست. 30 سال گذشت و ما همچنان در خواب غفلت و همچنان خاموش.

خوبه در اینجا نگاهی به این رویدادها در 30 سال اخیر ایران بیندازیم:

در سال 57 آقای خمینی حکومت رو بدست گرفتن. سال ها قبل روی این انقلاب برنامه ریزی کردن تا تونستن همه ی مردم رو این طور از خونه هاشون بیرون بریزن. از همون اول آقای خمینی با شعار های بیخود، وعده های الکی و حرف هایی که هرگز در مورد زدنشون فکر نمی کرد(!) مغز مردم رو شستوشو داد. حتی الان هم اگه به سخنان سابق ایشون در زمان انقلاب توجه کنید متوجه میشید چه حرف هایی میزده و مردم به قدری چشم و گوششون بسته بود که اصلا در موردش فکر نمی کردن؛ چرا؟ چون به نظرشون شک کردن و قبول نکردن سخنان جانشین امام و پیغمبر کفر بود! خیلی ها خمینی را احمق می خوانند اما به نظر من خمینی نه تنها احمق نبود بلکه خیلی باهوش، زیرک و آدم سیاستمداری بود که تونست این طور چندین میلیون نفر رو مجذوب خودش کنه.

از همان آغاز انقلاب طرح های ضد مردمی بسیاری اجرا شد (پاکسازی دانشگاه ها، کشتار دسته جمعی زندانیان و...) بعد از مدتی مردم تازه فهمیدن چه اشتباهی کردن و پشیمانی چه سود؟؟؟ هر کسی هم اعتراض می کرد با چوب و چماق سرکوب میشد.

در اینجا به بعضی از سخنان آقای خمینی اشاره می کنم که می دونم خیلی از اون ها رو شنیدید اما من خودم هر وقت این ها رو می خونم باز هم برام تازگی داره چون خیلی واسم عجیبه که یک انسان با این افکار پلید و سخنان پوچ و بیهوده چطور تونست همچین انقلابی رو راه بندازه!

_ پول نفت را بر سر سفره های مردم میاوریم.(25 میلیون زیر خط فقر در حال حاضر)

_در مورد حجاب اجباری در کار نیست.(درگیری های وحشیانه ی گشت ارشاد با مردم)

_من باید عرض کنم که محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستان های ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است که اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی زمان میبرد.(قبرستان های ما در سال 67 آباد شد، بعد از قتل عام زندانیان سیاسی ...و این آبادانی همچنان ادامه دارد... طی دو هفته ی اخیر 48 نفر در ایران اعدام شدند!!!)

اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند، آنی كه به آمریكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا.(در وضعیت فعلی ایران دقیقا همین وضع حاکم است. اما با این تفاوت که الان ما هم نفت مون رو به فلسطین و عراق و ... میدیم و هم اسلحه بهشون صادر می کنیم و در عوض نیروهایی تازه میگیریم و نقاب صورتشون میزنیم و یه باتوم هم دستشون میدیم و تا 4تا دانشجو میریزن بیرون این عراقی های وحشی رو به جونشون میندازیم!)

_برای همه ی اقلیت‌های مذهبی آزادی بطور کامل خواهد بود و هر کس خواهد توانست اظهار عقیده ی خودش را بکند، و دولت اسلامی جواب منطق را فقط با منطق خواهد داد!!!

_به آنها که از دموکراسی حرف می‌زنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. می‌خواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلم های مسموم، آنهایی را که صحبت ملی و دمکراتیک و اینها را می‌کنند می‌شکنیم.

_ما نمی‌خواهیم برگردیم به 1400 سال پیش، ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم.

_این موضوع مربوط به امروز و دیروز نیست. دو هزار سال است كه آمریكا ما را استعمار كرده است.(نشان بی سوادی آقا مبنی بر دو هزار سال قدمت امریکا!!!)

_ریشه تمام مصیبتهایی كه تاكنون برای بشر پیش آمده از دانشگاهها بوده است... همه مصیبتهایی كه در دنیا پیدا شده از متفكرین و متخصصین دانشگاهی است... اگر به اسلام علاقه دارید بدانید كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه ای بالاتر است. ما هرچه میكشیم از این طبقه ای است كه ادعا میكند دانشگاه رفته ایم و روشنفكریم و حقوقدانیم. هرچه میكشیم از اینها است. (دیگه چه حرفی روشن تر از این؟ ایشون رسما اعلام کرد که مخالف علم و دانش و روشنفکری ست و از نظر ایشون مردم باید تو جهل و نادانی بمانند!)

_منافقین هی میگویند مغزها دارند فرار میكنند . به جهنم كه فرار میكنند. این دانشگاه رفته ها، اینها كه همه اش دم از علم و تمدن غرب میزنند بگذارید بروند. ما این علم و دانش غرب را نمیخواهیم. اگر شما هم میدانید كه اینجا جایتان نیست فرار كنید. راهتان باز است .

تناقض در سخنان خمینی:

"باید در صدور انقلابمان به تمام جهان كوشش كنیم"

پیام نوروزی به ملت، اول فروردین 1359

كشورهای جهان اعتراض كردند:

"ما قصد صدور انقلاب اسلامی را نداریم. اینها حرفهای دشمنان اسلام است!!!"

دیدار با مسئولان صدا و سیما، 16 مرداد 1361

سخنان این شخص به قدری دارای نکات قابل تاملی ست که تفسیر آن بسیار وقت گیر است. گوش دادن و خواندن سخنان این فرد هندی زاده، شخصیت پلید و خشن اون رو کاملا نشان میده.

این هم چند نمونه از دستاورد های بزرگ انقلاب اسلامی پس از 30 سال: 6 ميليون معتاد، 42 درصد زیر خط فقر، فحشا، فساد، گرانی، تورم، خفقان، داشتن دومین مقام اعدام در جهان، ناامني، افزایش طلاق و... و...و!!


۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه

اسلام، دین مقدس یا خرافات 1400 سال پیش؟!


چند روز پیش کتابی در مورد دین اسلام خواندم. با عنوان «زن و شوهر از نظر اسلام» نوشته ی محمد صفری. کتاب جالبی بود. باعث شد بیشتر اسلام رو بشناسم. جمله ها و مطالبی که به نظرم جالب اومد در این پست میذارم. قبلش فقط بگم که قصد من به هیچ وجه توهین به اسلام نیست. من خودم مسلمان نیستم اما به خودم هم اجازه نمی دم به دینی که برای بعضی ها مقدس است توهین کنم. اما به این معتقدم که اگه می خوایم کسی رو از جهل بیرون بیاریم باید حرف های منطقی بزنیم. به همین دلیل از مسلمان های تعصبی خواهش می کنم کمی بیشتر در مورد دینشون مطالعه کنند. من که خیلی تبعیض و تناقض درش میبینم. به نظر من اگه کمی فکر کنیم متوجه میشیم که دین اسلام برای الان نیست. دین اسلام خوبه اما نه برای ما و نه برای جهان امروز. دین اسلام فقط برای عرب های جاهل 1400 سال پیش آمده. اگه دقت کنید می بینید که هیچ یک از مسائل دین اسلام با جهان امروز مطابقت نداره. قضاوت با خودتون:

خشونت در اسلام

چنان چه زنا کننده پیش از قیام شاهد توبه ی واقعی کند حد از او ساقط میشود ولی پس از شهادت و گواهی شهود از اجرای حد معاف نخواهند شد و چنان چه جرم با اقریر ثابت شده باشد و توبه کند. امام یا نایب امام مخیر است که او را مجازات کند یا از کیفر معاف دارد.

حد لواط حکمش اعدام است . حاکم شرع می تواند از چند نوع اعدام را به مرحله ی اجرا در آورد:

1- زدن گردن با شمشیر

2- پرتاب کردن وی از بلندی مانند کوه در حالی که دست ها و پاهایش بسته است.

3- سوزاندن وی با آتش

4- سنگسار کردن

5- دیوار بر سرش خراب کردن

6- جمع بین کیفرها و سوزاندن به این نحو که نخست او را بکشند و سپس بسوزانند.

برای من خیلی جالبه، شما که انقدر ادعا می کنید خداتون بخشنده و مهربان است چطور بدترین شکنجه ها رو برای بنده هاش گذاشته؟ این نوع شکنجه ها حتی به فکر سنگدل ترین افراد هم نمی رسه. چطور خدای بخشنده حاضره به خاطر اشتباه بنده هاش اینطور با آنها رفتار کنه؟




تبعیض جنسیتی در اسلام

این مطالب همه نشان دهنده ی اینه که اسلام مرد سالاری رو ترویج میده و بین زن و مرد تبعیض قائل میشه این احادیث طوری است که آدم احساس می کنه خدا مرد رو آفریده بعد دیده برای مرد سخته که تنها زندگی کنه پیش خودش گفته یه جنس دیگری رو به وجود بیارم که همش به مردها خدمت کنه و خودش سختی بکشه تا مردها خوب زندگی کنند. اصلا مگه اين دنيا براي مرد آفريده شده كه زن بايد خود را بامعيار مرد هماهنگ كنه؟

پیامبر فرموده: به آن خدایی که مرا رسالت حقه داده هر زنی بدون اجازه ی شوهرش از خانه بیرون رود و در مجلش عروسی شرکت کند خدا چهل لعنت بر او فرستد.

بهترین خصلت های بانوان بدترین خصلت های مردان می باشد.

زنی که بی اجازه ی شوهرش از خانه بیرون رود نمازش قبول نخواهد شد.

امام صادق می فرماید: قومی به محضر رسول خدا مشرف شدند و عرض کردند ای فرستاده ی خدا ما میبینیم بعضی از مردم بعضی را سجده می کنند. رسول خدا فرمود اگر دستور داده بودم که یکی از شما دیگری را سجده کند فرمان می دادم که زن شوهرش را سجده کند.

پیامبر اسلام می فرماید: هر زنی سخن ناروایی از شوهرش بشنود و تحمل و صبر کند خداوند برای تحمل هر کلمه ای پاداش و اجر روزه دار و مجاهد در راه خدا به او عطا می فرماید.( این جمله در حالی است که در جای دیگر این کتاب ذکر شده است که با زنان بد دهن هرگز تزویج نکنید اما در این جا گفته است که مرد باید بد دهنی شوهرش را تحمل کند!)

به گفته ی رسول خدا بهترین زنان زنی ست که به گفتار شوهر خویش گوش فرا داده و به فرمانش سر تسلیم فرود آورده و در بزم خلوت خود را در اختیار او گذاشته و شوهرش را تکلیف بر همبستری ننماید.

پیامبر فرمود: زن و فرزند مرد اسیران اویند. دوستارترین بندگان به خدا کسانی هستند که با اسیرانشان نیکوتر رفتار کنند. (وسائل ج 14 صفحات 119-121)

رسول خدا می فرماید: از خدا بترسید درباره ی زنان که آنان خدمتکار شمایند.(نهج الفصاحه کلمات 45-454)

امیر مومنان می فرماید: با حجاب چشم های زنان را از دیدنی ها باز دار زیرا سخت گرفتن حجاب بر ایشان پاینده تر است و اگر قدرت داری کاری کن که غیر تو را نشناسند.(نهج البلاغه ص 930)

پیامبر اکرم می فرماید: زنان عورت می باشند آن ها را در خانه نگه داری کنید و در مشکلات آن ها را یاری کنید و در جای دیگر می فرماید: زنان در کار کردن و سخن گفتن درمانده و عورت میباشند. درماندگی آنها را به خاموشی و عورتشان را به نگهداری در خانه مداوا کنید.(بحار ج103 ص250)

رسول اکرم می فرماید: ای مردم زنان نزد شما معیوب و بی چیزند مالک نفع و ضرری برای خود نیستند. آنها را به امانت از خدا گرفته و با کلماتش ایشان را برای خود حلال کنید.(بحار ج103 ص245)

زنی به خدمت رسول خدا رسید و عرض کرد بزرگترین کسی که به گردن زن حق دارد کیست؟ فرمود شوهرش. گفت: پس آن طور که او به گردن من حق دارد من ندارم؟ فرمود: از هر صد حق یک حق داری.( وسائل ج 14 ص112)

رسول اکرم می فرماید: خوابیدن بر زن حلال نیست تا مگر خود را بر شوهرش عرضه کند.

شهادت زنان درباره ی حدود و طلاق و رویت ماه نو بی اعتبار است.

نماز خواندن زن ها در غرفه های بسته بهتر از نماز خواندن آن ها در مسجد است.

تا وقتی که بانوان از دو طرف راه می توانند بروند وسط راه برای آنان نیست. نویسندگی نیاموزند. خوب است چرخ ریسی ،خیاطی، بافندگی و گلدوزی و سوره نور را بیاموزند و سزاوار نیست که سوره یوسف را فرا بگیرند.(این ها نشان دهنده ی اینه که فقط می خوان زن رو سرکوب کنند و سعی بر این دارند که نقش و حضور زن رو در اجتماع کمرنگ تر کنند و فقط زن رو در خانه حبس کنند.)

یک نشانه ی سعادت مرد این است که دخترش پیش از قاعدگی به خانه ی شوهر برود.

پیامبر فرموده با زنان زاغ چشم ،بی شرم ، بلند قد، کوتاه قد ، لاغر ، زشت و زنی که از دیگری فرزند دارد ازدواج نکنید.(پس با کی باید ازدواج کرد؟؟؟)

امیرالمومنین فرمود: هنگام همبستری با همسر خویش بگویید: خدایا من به دستور تو این زن را بر خود حلال کردم و او را به رسم امانت از تو پذیرفتم اگر فرزندی از او بهره ی من کردی پسری تمام خلقت باشد و شیطان از او بهره مند نگشته و در او شریک نگردد. (خصال صدوق باب چهارصد گانه مطلب382 و 390)

اگر زن حامله ای کاری کند که فرزندش سقط شود. چنانچه فرزندش پسر بود هزار مثقال و اگر دختر بود باید پانصد مثقال دیه اش را بدهد.(به هیچ وجه در اسلام تبعیض وجود نداره!!!)

زنی که خودش را بر غیر شوهرش خوشبو کند خدا نمازش را قبول نمی کند تا زمانی که غسل کند در ضمن اگر مرد نا محرمی بوی او را حس کند آن زن زنا کار است.(وسائل ج14 ص112 و نهج الفصاحه مطلب1019) (لطفا از این به بعد اگه بیرون میرید عطر نزنید. فراموش نکنید که شما باید بوی عرق و گند و کثافت بدید!)

وقتی زنی از دین برگشت او را توبه دهند. اگر پذیرفت که خوب. وگرنه او را برای همیشه زندانی کنند و مانند مرد از دین برگشته او را نکشند بلکه در زندان به کارهای مشکل تحمیل کنند. نان و آب کمتر و نا مطبوع به او دهند (زجر کش). لباس های ضخیم به او بپوشانند و او را مجبور کنند تا نماز بخواند و روزه بگیرد و جزیه برای زنان نیست.( من یه سوال برام پیش اومد. فکر کنم تو همین قرآن گفته شده که هیچ اجباری در دین نیست. پس این مطالب چیه؟؟؟؟ بازم تناقض؟)

وقتی که زنی از جای خود حرکت کرد تا جایش سرد نشده جایز نیست مردی جای او بنشیند.( برای توجیه این مطلب حتما می خواید بگید که جای گرم مرد رو شهوتی می کنه...!!!!!)

در آخر هم یه داستانی براتون میذارم که خیلی خیلی آموزنده ست. حتما سعی کنید ازش نهایت استفاده رو بکنید:

زنی که با شوهرش پیمان بست که از خانه بیرون نرود

امام صادق می فرماید مردی از انصار در زمان رسول خدا برای بعضی از حوائج از خانه بیرون شد و با زنش پیمان بست تا برنگشته از خانه خارج نشود. امام می فرماید پدر زن مریض شد. پس آن زن مردی را نزد رسول خدا فرستاد و برای عیادت پدر اجازه خواست. رسول خدا فرمود در خانه ات بنشین و فرمان بر شوهرت باش. مرض پدر سنگین شد. دو مرتبه به نزد رسول خدا فرستاد. پیامبر همان سخن مرتبه ی اول را به زبان جاری نمود. پدر زن از دنیا رفت. این مرتبه کسی را به خدمت رسول خدا فرستاد که پدرش از دنیا رفته، آیا اجازه میدهد بر پدرش نماز بخواند. پیغمبر همان سخن قبل را تکرار کرد. پدر دفن شد. رسول خدا شخصی را نزد آن زن فرستاد که به او بگوید خدا او و پدرش را آمرزید به خاطر این که به فرمان شوهرش جامه طاعت پوشانده است.(وسائل ج14 ص125)

فقط می تونم بگم ننگ بر اون زن که به خاطر کوته فکری شوهر و از همه مهمتر بی فکری خودش پدرش رو از دست داده. حتما پیش خودش فکر کرده من چه آدم خوبی هستم که به حرف شوهرم گوش کردم. به چه قیمتی؟ به قیمت از دست دادن کسی که سال ها براش زحمت کشیده؟؟؟؟

حالا خودتون باید متوجه شده باشید که دینی که برای عرب های جاهل، اون هم در 1400 سال پیش اومده اصلا ربطی به ما با این فرهنگ و تمدن نداره.


عرب گم کرده راه خود چرا من راه او گیرم ؟!.



۱۳۸۷ آبان ۳۰, پنجشنبه

َمحصولی، محصول رژیم جور و جهل و فساد!


درود بر همه ی هم وطن های عزیزم...
ممنون که تو این مدت بهم سر زدید... مدتی بود بلاگم رو به روز نکرده بودم... ازتون عذر خواهی می کنم چون سرور من سایت بلاگر رو نمی خوند و چند روزی ست که درست شده و امیدوارم دیگه این مشکل
پیش نیاد.
مطلب خاصی پیدا نکردم واسه این پست اما موضوعی که تو این مدت خیلی خبر ساز شد ماجرای آقای کردان بود. وزیری که مدرک قلابی خودش رو به مجلس ارائه داده بود و آخرش دستش رو شد. تو این مدت مطالب طنز زیادی در این باره ساخته شد و گروهی هم اعتراض کردن و...

کمی فکر کنید:

این ها نشان دهنده ی چیست؟
بی حرمتی به وطنمون ایران؟؟؟
خ... فرض کردن مردم ایران؟؟؟
یا ....؟؟؟
تزویر تا چه حد؟... آخه اینا مردم ایران رو چی فرض می کنن؟ هر روز یه دروغ هر روز یه کلک تازه. گند کار همشون هم هر روز داره در میاد این از کردان اون از حاج آقا گلی و فیلم... و خیلی از اتفاقاتی که تو این مدت افتاد. این ها همه چهره ی واقعی این رژیم جور و جهل رو داره نشون میده و ما هم چنان مثل کبک سرمون رو تو برف کر
دیم. جالب این جاست وقتی در مورد این مسائل با بعضی از این افراد دو آتشه و تعصبی صحبت می کنی میگن این افراد همه استثنا هستن و می خوان این رژیم رو بد جلوه بدن وگرنه افراد اصلی نظام خیلی با خدا و... هستن. نمی دونم چی باید گفت جز ابراز تاسف برای این افراد؟؟؟

دو روز پیش هم آقای صادق محصولی به جای آقای کردان وزیر کشور شد تا بتونه بیشتر از مردم بخوره و بر اموال میلیاردی خودش اضافه کنه!
صادق محصولي ۴۹ساله رفيق قديمي احمدي‌نژاد است. او در اوايل انقلاب با احمدي‌نژاد در «انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت» آشنا شد و پس از آن هم كه جوانان عضو انجمن‌هاي اسلامي سمت‌هاي اجرايي رو به عهده گرفتن، در غرب كشور مثل احمدي‌نژاد در فرمانداري مشغول به فعاليت شد. همچنين زماني كه جوانان انقلابي در رده‌هاي نظامي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي قرار گرفته بودن محصولي به همراه احمدي‌نژاد در سپاه فعاليت مي‌كرد. خیلی خوبه که ایشون با کمال صراحت خودشون بیان می کنن که میلیاردر هستن و دارایی هاشون به 160 ملیارد تومان میرسه. این ثروت رو بعد از این که از سپاه جدا شدن یهویی به دست آوردن در طی 10 سال!!! حالا چطور ایشون این 160 میلیارد را فقط توی 10 سال به دست آوردن خدا می دونه و ... .
اتفاقا یه مطلب جالب در این باره خوندم: «يعني به عبارتي هر سال 16 ميليارد تومان و تقريبا يك و سه دهم ميليارد تومان در ماه و روزانه بيش از 40 ميليون تومان و در ساعت يك ميليون و هفتصد و پنجاه هزار تومان و در دقيقه 229هزار تومان درآمد داشته است.»
اگه روزی 25 ساعت هم کار کرده باشه باز نمیشه این مبلغ رو در طی 10 سال بدست آورد!!!
البته خیلی هم تعجب نداره چون ایشون دوست آقای احمدی نژاد و جز یکی از سران رژیم هستن و می تونن راحت از بیت المال نهایت استفاده رو بکنن.
این مطلب رو هم تو این سایت های اسلامی خوندم و گفتم بذارمش شما هم بخونید وببینید خودشون چیزی رو که میگن اصلا عمل نمی کنن:
«كليد بيت المال مسلمين در اختيار پيامبر و امام معصوم و در زمان غيبت امام معصوم نيز در اختيار مراجع تقليد كه رهبران دادگر و شايسته اند قرار دارد. حفظ بيت المال تا حدّى اهميت دارد كه رهبران و قضات اسلام از حقوق بيت المال استفاده نمى كردند و هميشه از دسترنج خود استفاده مى نمودند كه مبادا حتّى به مقدار يك درهم نيز از بيت المال بيهوده مصرف شود، حتّى اگر هم قرار بود از بيت المال استفاده كنند سهم آنان با سهم ساير مسلمانان هيچ تفاوتى نداشت. [ حضرت على عليه السلام در نامه ى 43 نهج البلاغه]»

هدف آقای احمدی نژاد از انتخاب ایشون رای آوردن در انتخابات این دوره ست! و آقای احمدی نژاد امیدوار هستن به کمک ایشون بتونن 4 سال دیگه مردم رو بدبخت (تر) کنن... با این اتفاقاتی که تو این 4 سال رخ داد بعید می دونم آقای احمدی نژاد بتونن دوباره از طرف مردم رای بیارن. البته باز هم نمیشه پیش بینی کرد چون انتخابات داخل ایران فرمالیته و به صورت نمایشی هست و انتخاب اصلی باید اون بالا صورت بگیره و سیدعلی آقا باید دستورش رو بده که کی رئیس جمهور بشه. دوره ی اول هم که احمدی نژاد انتخاب شد هیچ کس ایشون رو نمیشناخت و اصلا نمیشد حدس زد که یکی مثل احمدی نژاد بتونه رای بیاره. از وقتی هم که روی کار اومد جز پدر و مادر و همسرش کسی ایشون رو نمیشناخت... کاملا مشخصه که آقای احمدی نژاد منتخب آقای خامنه ای بوده نه مردم! (شاید هم به سید علی آقا وحی شده بوده که باید احمدی نژاد ولی مردم ایران بشه و ایشون هم که مامور بودن و معذور و باید این کارو می کردن)
در آخر فقط اینو میگم که کردان و محصولی و... هیچ فرقی با هم ندارن و اگه هر کدوم به سمتی برسن تا جایی که می تونن از مردم می خورن.!

پاینده ایران

۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

کاپشن معروف احمدی نژاد پاره شد!

وااااااای... شما نمی دونید من چقدر ناراحت شدم وقتی این عکسو دیدم. این همون کاپشن معروفه استااااااااااااااا... آخرش هم پاره شد. خیلی حیـــــــف شد!
نمی دونم کدوم یکی از صیغه هاش این کاپشن رو بهش هدیه داده -احتمالا روز ولنتاین- که محمود جون اونقدر هواشو داره و تو زمستون و تابستون و پاییز و بهار دست از سرش بر نمی داره و تو گرما و سرما همین یه کاپشن تنشه. میگم شیطون چه سلیقه ای هم داشته... خیلی کاپشن خوشگلیه. در کل جنسش که خیلی خوب بود و تو این سه سال و نیمه خیلی خوب دوام آورد.
(یکی بهش بگه بابا به خدا دیگه این کاپشنه پوسیده... ولش کن این بدبختو از هر طرف داره پاره میشه)


حالا این موضوع پاره شدن دو دلیل می تونه داشته باشه:
1-احتمالا چون تو این سالهای اخیر تورم رشد قابل توجهی د
اشته وخیلی بالا بوده ... ایشون قصد داشتن کمی تورم رو پایین بیارن و نیست که محمود جون هم خیلی رشید و رعناست! هر کار کرده دستش نرسیده و اونقدر بالا و پایین پریده و دستش رو برده بالا که کاپشنش بر اثراین فداکاریش پاره شده!!! (خدایی میبینید چه رئیس جمهور فداکاری داریم؟؟!!)
2- یکی دیگه از دلایلش این می تونه باشه که تو این مدت اونقدر بی خودی از این رئیس جمهور محترم و دلقک بازی هاش تعریف شده و هی به به و چه چه کردن براش و مدام هندونه دادن زیر بغلش که این آخراش دیگه محمود جون نتونسته این همه لطف رو بپذیره... نیست که تعداد این هندونه ها یه ذره زیاد شده بود متاسفانه به ایشون فشار وارد شده و...!!!
(یکی این هندونه ها رو ازش بگیره تا نزده جای دیگه ش رو پاره نکرده!)

کی میدونه شاید هم خواسته با این کارش با ملتی که 60% زیر خط فقر هستن به نوعی همدردی کرده باشه... ؟!!!
ما که تو این 3-4 ساله آخرش سر از کار این پدیده ی هزاره ی سوم در نیاوردیم...!!


شما هم اگه دلیل دیگه ای به ذهنتون می رسه ما رو هم بی بهره نذارید... به نظرتون پاره شدنش چه دلیلی می تونه داشته باشه؟؟؟!!!

۱۳۸۷ شهریور ۸, جمعه

برق!

مدتي است در اين مملكت گل و بلبل مشكل كمبود برق تبديل به يه مشكل اساسي شده. نيازي هم به گفتنش نيست چون مطمئنم نصيب همتون شده و هم چنان خواهد شد. الان مي خوام به چند نمونه از مشكلاتي كه توسط قطعي برق تو اين چند ماه ايجاد شده اشاره كنم:

1- متاسفانه چند وقت پيش خبر فوت چند تن از هم ميهنانمون رو شنيديم. مريض هايي كه در بيمارستان حالشان وخيم بود و نياز مبرم به دستگاه هاي پزشكي داشتند كه متاسفانه با قطعي برق هم از استفاده ي اون ها محروم شدن و هم از ادامه ي زندگي! بعد از اين ماجرا مسئولين با كمال وقاحت و بي شرمي اعلام كردن كه اين خبر منتشر نشه. روح اين عزيزاي از دست رفتمونم شاد!

2- به جرات ميشه گفت تو اين مدت انقدر برق قطع و وصل شده كه حداقل هزاران يخچال و تلويزيون و كامپيوتر و… سوخته. اون هم تو اين وضعيت كه مردم به نون شبشون محتاجند. چه جوري بايد اين وسيله ها رو تعمير كنند و پول دست گل هايي كه آقايون به آب دادن رو هم بپردازن.

3- جالب اين جاست برق رو چند ساعت مي برن كه هيچ… موقع آوردنش هم درست و حسابي نميارن… مثلا ميبيني چند ساعت برق ضعيفه. تو اين مدت هم كار خاصي نمي توني بكني وبايد چند ساعت صبر كني تا وضعيت برق به حالت عادي برگرده.

از اون طرف كه چند ساعت برق رفته و از اين طرف هم كه چند ساعت برق ضعيفه… من نمي دونم اين يخچال كي بايد كار كنه؟ حالا بماند كه تو اين مدت چقدر غذا فاسد ميشه و كلي سبزيجات و ميوه جات هم خراب ميشن.

(يه مشكل اساسي تر هم اين كه: تازگي ها كه ياد گرفتن ظهرا برق رو ميبرن ساعت 2 تا 4 تو ظل گرما!)

4- الانم كه خدا رو شكر همه ي اداره ها كارشون داره با كامپيوتر پيش ميره ... ديگه خودتون حساب كنيد وقتي چند ساعت برق ميره ...؟!(نوراعلا نور ميشه!)

5- و حالا مي رسيم به كارخانه ها و مراكز خريد و فروش كه بيشترين ضرر رو اونا مي بينن… كارخانه ها كه تو اين چند ساعت خيلي از توليدات شون عقب ميفته و مطمئنا كلي خسارت هاي جبران ناپذيري متحمل ميشن … مغازه ها هم كه اگه شبا برق بره بايد قيدشو بزنند و مغازه رو تعطيل كنند... خلاصه چند ساعتي كارشون مي خوابه.

خب حالا كي جوابگوي اين خسارت چند ميليارديه؟؟؟

با اين اوصاف به اقتصاد كشور هم ضربه هاي مهلكي وارد ميشه.

هر فصل هم يه چيز جديد كشف مي كنند… زمستون كه گاز نداشتيم… بهار هم آب و الانم كه برق نداريم… احتمالا پاييز سورپرازمون كنند و بهمون جايزه بدن. بگن چون ملت خوبي بوديد و هر كار كرديم صداتون در نيومد فصل پاييز كلا همه چي رو با هم ميبريم… اون موقع ديگه خيلي حال ميده. درسته تو اين مدت ايران سال ها به عقب برگشته اما با اين كارشون همه چي يه سره ميشه ديگه ميشيم خود خود انسان هاي نخستين. تازه مشكل دايناسور هم نداريم…. هنوز نسلشون به طور كامل منقرض نشده. يه نمونه ي جديدش تو ايران هست كه دانشمندا شبانه روز دارن روش تحقيق مي كنند. پريزيدنت احمدي نژاد!!!

فقط اميدوارم نسل اين دايناسور زود منقرض بشه تا دنيا يه نفس راحت بكشه.



بد نيست در آخر اين خبر رو هم بخونيد:

در یک اتفاق نادر به دلیل اشکال در سیستم تاسیسات برق بیمارستان تخصصی زنان میرزا کوچک خان تهران، عمل سزارین یک مادر در زیر نور چراغ قوه و نور تلفن همراه همسرش انجام شد.

به گزارش ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران، هفته گذشته به دنبال خاموشی برق در بیمارستان میرزا کوچک خان دانشگاه علوم پزشکی تهران و سپس وصل برق اضطراری فشار قوی و آسیب دیدن دستگاه های نوار قلب جنین، سونوگرافی و کامپیوترهای بخش اورژانس و اتاق عمل این بیمارستان، ابتدای عمل سزارین و بخیه زدن پوست در زیر نور چراغ قوه و تلفن همراه و با اضطراب فراوان پرسنل اتاق عمل، انجام شد.
به گفته یکی از شاهدان عینی به دلیل این خاموشی برخی از بیماران نیز به محوطه باز بیمارستان منتقل شدند و از پذیرش بیماران جدید خودداری شد. همچنین ماموران آتش نشانی نیز پس از 20 دقیقه در محل حضور یافتند.

مسئول امور عمومی این بیمارستان نیز در گفتگو با خبرنگار ایسنا اظهار داشت: در روز مذکور برق دوبار صبح و بعدازظهر قطع شد و به دلیل تغییر بار فشار، بعضی از تجهیزات پزشکی و تعدادی از کامپیوترها آسب دید.
وی ادامه داد: برآورد خسارت مالی وارد شده به دستگاه ها حدود 10 تا 15 میلیون تومان است که البته به طور قطعی مشخص نشده است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: به دلیل استشمام بوی سوختگی از تجهیزات برقی و تاریکی بیمارستان بعضی از بیماران به حیاط بیمارستان منتقل شدند. همچنین عمل های اتاق عمل به جز موارد اورژانس لغو گردید و از پذیرش بیماران نیز خودداری شد.

خبرگزاري دانشجويان ايران - علوم پزشکي تهران

۱۳۸۷ مرداد ۱۴, دوشنبه

اعتراض بیش از 600 تن از وبلاگ نویسان ایرانی به سرکوب کمپین یک میلیون امضا و اعلام همبستگی با آن






به دنبال سرکوب و ایجاد فضای رعب و وحشت برای فعالین کمپین یک میلیون امضا گروهی از وبلاگ نویسان ایرانی به حمایت و همبستگی با جنبش دموکراتیک یک میلیون امضا برخاسته و در این رابطه بیانیه ای را صادر کردند که در آن اعمال فشار بر فعالین این جنبش را محکوم کرده واز نهادهای بین المللی خواستار رسیدگی به مساله ی سرکوب شدید فعالین این جنبش شدند.

متن بیانیه:

کمپین یک میلیون امضا جنبشی کاملا مردمی است که نیازها و ضرورت های جامعه ایرانی و خواسته مشروع رفع تبعیض از قوانین موجود به ویژه قوانین مربوط به زنان را عیان ساخته است. این کمپین وسیع و گسترده که حمایت بسیاری از اقشار جامعه را به خود جلب کرده است تنها بوسیله گرد آوری امضا به شیوه چهره به چهره و آگاهی بخشی به مردم در زمینه قوانین تبعیض آمیز موجود و با شیوه ای کاملا دموکراتیک سعی در ایجاد گفتمان عدالتخواهانه و برابر خواهانه بین نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مردم دارد تا در پی آن برخی از قوانین تبعیض آمیز بر علیه زنان تغییر یافته و در نهایت جامعه زمین گیر ایرانی راهی برای برون رفت از وضعیت اسف بار کنونی بیابد.

قدر مسلم مسئولان جمهوری اسلامی نه تنها زحمت ارائه تعریف مشخصی از سبب و دلایل به وجود آمدن جنبشهائی چون کمپین یک میلیون امضا را به خود نداده اند, بلکه با عزمی جدی و از طریق به کارگیری تمامی ابزارهای آشکار و پشت پرده در صدد متوقف ساختن این جنبش کاملا مشروع و مسالمت آمیز هستند.

متاسفانه شاهد هستیم که مسئولین و تصمیم گیرندگان نظام جمهوری اسلامی این بار هم به جای گوش فرا دادن به خواسته ها و نیازهای جامعه و بالاخص زن ایرانی با واکنشی کودکانه سعی در نفی و سرکوب این جنبش دارد..

در این راستا تعداد زیادی از افراد کمپین یک میلیون امضا بارها و بارها دستگیر شده و از حقوق شهروندی ناچیزی هم که داشتند محروم شده و برای برخی از آنان حبس های یک ساله و پنج ساله و تعلیقی و تعزیری و یا تبعید در نظر گرفته شده و به فعالان حقوق زنان در ایران توهین های مکرر و تهدیدهای متعدد روا داشته و دستگیری و فشارها همچنان ادامه دارد و از طریق فیلترینگ سایت ها و تهدید و ارعاب اعضای کمپین یک میلیون امضا تلاش شده است تا حلقه های محدود ارتباطی میان فعالان این جنبش مسالمت آمیز با مردم قطع شود.

ما تعدادی از وبلاگ نویسان ایرانی با امضای این بیانیه حمایت همه جانبه ی خود از جنبش مسالمت آمیز یک میلیون امضا را اعلام داشته و از نهادهای ملی و بین المللی تقاضای حمایت همه جانبه از اعضای کمپین که در معرض تهدیدها و فشارهای شدید امنیتی به فعالیت خود ادامه می دهند را داریم.

ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکوم نمودن هرگونه اعمال فشار بر کمپین مشروع یک میلیون امضا, روز 15 مرداد 1387 را به عنوان روز حمایت از کمپین یک میلیون امضا اعلام کرده و بدینوسیله از نهادهای فعال در زمینه حقوق بشر تقاضا داریم که مساله سرکوب شدید کمپین یک میلیون امضا را مد نظر قرار دهند.

TO EVRY AWARE CONCIENCES

Certainly authority of Iranian Islamic regime didn't give clear definition for the reason organization foundation such one million campaigns, but in spite of this mattrer they decided to use all instrument whether apparently or in beyond of curtain for suspension this legal and peaceful movement

One million campaigns is none governmental community that it can imagine true face the necessity and cogency of the society under Islamic regime autarchy in which the government controls a nation's behavior and isolates it from the rest of the world

This pervasive and wide campaigns supported by most Iranian society, the originator member try to collect the endorsement with the democratic method from the nation that leading to change or correct some prejudice rule which is against the famine society in Iran rather it can restore part of cripple society from tragedy situation at the moment

But today we are witness that authority of Iranian Islamic regime persecuting and denying the movement with the childish response instead of listening to wills and necessity of the society even especially for feminine society

Most of the one million campaigns originator member being under detainee frequently even the regime breached the civil right for the originator which they had the right in earlier; even they sentenced to jail from 1 year up to 5 years and especially sentence to deport the originator member from their main sate to another state

Mrs Pravin Ardalan is popular member of one million campaigns; she is under trespass and threatens of the Islamic regime, rather threatens and detaining has continues by the act security department in Islamic regime, therefore it can limited the campaigns communication with the society frequently even by filtering the web sites or making horror atmosphere between the member of campaigns in order to strangling the right voice of the feminine society


We (Persian beloger) nominated our self as signers from wide Persian beloger to sign the manifesto for supporting the campaign and even we request national and international to corroborate for this movement as we believe that campaigns equipped only with right and free idea to opposite stick and jail


All manifesto signers convince any persecution against legitimate of one million campaign and then inform on 5th august 2008 for declaring as SUPPORT DAY for the one million campaign movement therefore we request from all the human right organization in around the world to don't forget to mention in their time table for probe and doing investigation about heavy persecution activity of Islamic regime against one million campaigns in Iran which can stop the regime activity about using mentality and physical tools against democratic movement

We request from human right organization to press Iranian Islamic regime more for decreasing pressure and stopping all persecution about one million

campaigns rather

to let they work in campaign easily with out tension


امضا کنندگان:


آتوسا مشکین فام/ آذر نارنجی/ آذین رحیمی/ آرزو فلاح زاده/آرش نصیری اقبالی/ آرش امانی/ آرش بهمنی/ آرش دماوندی/ آرش سیگارچی// آرش نبوی/ آرمان پناهی/ آرمان کفشگر/ آرمین ثقفی/ آریا شفیعی/ آرین اشراقی/ آرین یزدانی/ آزاده رحمانی/ آزاده فرجی/ آزیتا تقوائی/آزیتا کمپانی/ آزیتا منتظری/ آلاله محمدی/ آمنه خسروی/ آمنه صیادی/ آمنه علی خواه/ آمنه نصر رمزی/ آنارودسری/ آناهیتا قدسی/آنیتا کاشانی/ آیدا رضایی/ آیدا سعادت/ آیدا کنعانی/ آیدین حمزه ای/ آیدین نورمندی/ آوا بدیعی/ احمد آقاجانپور/ احمد شاکری/ اخترشیرمحمدی/ اردشیر سلیمانی/ اردلان صفرزاده/ ارژنگ رستمی/ ارسلان مرادی/ اسدالله آقایار/ اشکان روحی/ اشکان عاشوری/ افسانه محمدیان/ افسانه نصرتی/افسانه هدایتی/ افشین باطبی/افشین وفائی/ اقدس بابائی/ اکبرخورج/ اکبر محمدزاده/ اکرم مقدم/ امیر حسین اعتمادی/ امیرحسین حدادزاده/ امیر حسین خالقی/ امیر حسین رضایی/ امیر صامت/ امیر طهماسبی/امیر عرفاتی/ امین سلیمانی/ امین نبوی/ انورنورمندی/ انوشه عزیزی/ ابراهیم بهری/ ابراهیم جاوید/ احسان راد / احسان رمضانیان/ احسان فروزان/ احسان محسنی/ ادریس شایگان/ اسماعیل شهسواری/ المیرا وطن خواه/ الناز براتی/ الناز کریمی/ الهام بنایی/ الهام بهبودی/الهام سهرابی/ الهام محسنی/ الهام نوبخت/ امید بیگ زاده/ امید مسعودفر/ امید یوسفیان/ ایران رزاقی/ ایرج شمس/ ایلیا صلواتی/ ایمان راستگو/ ایمان فراهانی/ بابک حسن زاده/ بابک کفاشیان/ بابک مختاری/ بامشاد تابناک/ بردیا تابنده/بردیا خرسند/ بنفشه فرجاد/بنیامین طاهرخانی/ بهادر پناهی/ بهادر مقدم/ بهاره امیری/ بهاره سعادتی/ بهداد معلمی/ بهراد سلیمی/ بهروز پاک صفت/ بهروز منشی زاده/ بهروز مرادی/ بهزاد راستین/بهزاد حکیمی نیا/ بهزاد محاسنی/ بهزاد مهرانی/ بهناز درزی/ بهناز مهرانی/ بهناز هوشمندی/بهنام حداد/ بهنام درریز/ بهنوش صداقت/ بیتا ایرانی/ بیتا داراب زند/ بیتا کسایی/پادینا رحمانی/ پارسا سجادی/ پانیا میران/ پدرام علیزاده/ پدرام مکرم/پرتو نوری علا/ پرستو ایرانی/ پروانه شهنازی/ پرویز علیپور/ پریا مینوی/ پریسا زیبا/ پریسا یوسفی/ پریوش امجدی/ پژمان خدمتی/ پگاه محمدی/ پویا دانشور/ پویا نظری/ پویان شهیدی/پیام طبیب نزاد/ پیمان ایرانی/ پیمان بشیری/تارا نجومی/ ترانه گرجی/ تهمینه شجاعی/تیمور ملکی/ تینا پهلوان/ثریا آزادفر/ ثریا امینی/ جاوید شکری/ جلال قزوینی/ جلیل رضوی/ جمال کاظمی/ جمشید آیین دار/ جمشید خلیلی/ جمشید نوذری/ جمیله یزدان پناه/ جواد جهرمی/ جواد حسنی/ جواد فتحی/ جواد نادری/ جواد وصالی/ جواد نادری/ جواد وصالی /جهان عندلیب/ حاتم براری/ حامد خوش سیرت/ حامد رضوی/ حامد یاری/ حبیب قلی زاده/ حجت صوفی/ حدیثه فاضلی/ حسام جان نثار/ حسن قدیرنژاد/ حسین اسکندری/ حسین سرشومی/ حسین طباطبایی/ حسین کیانی/ حسین ملکی رونقی/ حسین نیکخواه/حمزه آقایی/ حشمت زراعتی/ حمید رضا مصطفوی/حمید آزرم منش/ حمید معزی/ حمیده عباس زاده/ حنانه قلی زاده/خسرو ملکی/ خلیل الله بهرامی/ خیرالنسا فاطمی/ دانیال مهاجری/ دامون گیلانی/ داوود حسامی/ درنا پهلوان/ دریا ستایش/ دریا گرشاسپی/ دلارام آکار/ دنیا امیری/دنیا عراقی/راحله حسینی/ راشین توکلی/ راضیه عباسی/ راما سرابی/ رامتین سعیدی/ رامین جعفری/ رامین عسگری/ رحمان اسعدی/رحیم رخشانی/ رخساره مکرمی/رزا حسامی/ رزیتا علیدوستی /رضا اکوانیان/رضا بی شتاب/ رضا لادریان/رضوان رفعتی/رعنا طایفی/رقیه حیدرپور/ روزبه علیایی/ روزبه لطفی نژاد / رویا پاکزاد/ رویا غفاری/ شیرازی/ زلال یوسفی/ زهرا اسماعیلی/ زهرا زریدل آویز/ زهرا ذولفعلی زاده/ زهرا یوسفی/ زهره نیکخواه/ زهره نیازی/ زیبنده شاکری/زینب پیغمبرزاده/ زینب محمدی/ ژاله صبوری/ ژیلاکاویانی/ سارا افشار/ سارا پاینده/سارا حسینی/سارا زاهدی/سارا سرابی/سارا عرب نژاد/سارا محمودی/سارا معظمیان/ساعده کاتوزی/ساغر ابراهیمی/سالومه صداقت/ساناز غدیری/ ساحل وحیدی/سپنتا کاشانی/سپهر صمیمی/سپهر عشقی/سپیده بی عشق دل/سپیده سلامی/سپیده کولانی/سپیده مروی/سجاد طوریان/سحر ابراهیمی/سحر بشارتی/سحر مهدوی/سحرناز کولانی/سلمان اسکندریان/سعید دادمان/سعیده صدیقی/سکینه ابراهیمی/سکینه خجسته پور/سمانه ابولپور/سمانه خادمی/سمانه گرامی/سمانه موسوی/سمانه نجفی/سمیرا آقازاده/سمیرا فیضی/سمیه اسلامی/سمیه رشیدی/سمیه فلاح/سودابه جعفری/سودابه شجاعی/سودابه مومنی/سورنا حقیقی/سوزی یاشار/سوسن کاشانی/سولماز پیرایش/صوفیا احمدی/صوفیا پورمیرزاجانی/صوفیا کاظمی/سهراب حکیم زاده/سهراب شبستری/

سهند کهیااقلو/سهیل سجودی/سهیل موحدی/سهیلا سعادتیان/سهیلا کمالی/سیامک اسفندیاران/ سیامک شفیق/سیما حسین زاده/سید محمد امامی/سیرا اخوان/سینا توکلی/سینا دهقان/سینا محمد ابراهیمی/ شادی احمدی آزاد/شادی پروانه/شادی جنتی/شاهرخ ثروتی/شاهرخ هاشمی/شاهین توکلی/شایا حکمت/شایان ذبیحی/شایان رسولی/شبنم ایمانی/شبنم احمدی/شبنم شایگان/شبنم محسنی/شروین احمدی/شقایق کمالی/شکوفه اذر/شکوفه فانی/شمیم رضوی/شهاب الدین شیخی/شهاب فروزانفر/شهرام ناطقی/شهرزاد خلیلی/شهرزاد یزدانپور/شهلا افشاری/شهره رهبر/شهره مهدوی/شهریار محمدی/شخناز لاری/شهین ایمانی/شیسا رودگر/شیدا اکبری/شیدا عطایی/شیدا ناجی/شیرین پورموسوی/شیوا انتصاری/شیما غلامرضاکاشانی/شیما ناموران/صابر اشراقی/ صادق فتحی/ صبا محتشمی/ صبری نجفی/ صبور کریم پور/ صدرا پاشایی/ صغری نظری/ طاها قادری/طاهره باقری/طاهره حیدرپور/طاهره سعادتی/طناز شریفی/عابد مقدس/ عادله رضایی/ عادله مسلمی/ عباس امیرانتظام/ عباس ریاحی/ عبدی عظیمی/ عرفان بخشی/ عرفان طهماسبی/عسل اخوان/ عطیه نصیری/ عفت کرمانی/ علیداد حسینی/علیرضا سوادکوهی/ علیرضامحجوب/ علی اجاقی/ علی انجم روز/علی باریکانی/ علی توکلی/ علی ثقفی/علی طایفی/ علی عبدی/ عماد ارزانلو/ فاطمه احمدی/فاطمه پاشایی/فاطمه زحمتکش/فاطمه شیرازی/فاطمه صابری/فاطمه صبوری/فاطمه یوسفی/فاطیما حسنی/فائزه اخوان/فائزه نیاوند/فائقه پناهی/ قاسم علوی/قاسم نعیمی/قدسی سرمست/ کامران خاکی/کامران طاهباز/کامیار علیار/کاوه رضایی/کبری شیرازی/کریم پورحمزاوی/کامبیز کلوانی/کوثر کاشانی/کوروش سام/کتایون سیدین کیا/کیانا خسروی زاد/کینا مهجوری/کیانوش نوری/کیوان احمدی/کیوان حسن پور/ گلاره حسینی/گلناز منشی زاده/گوهر فرسوی/گیتی عاصمی/ لادن تجارتی/لادن راعی/لاله سهرابی/لاله شیر محمدی/لعیا طلعت/لهراسب برازجانی/لیدا شبستری/لیلا اکبری/لیدا غلامی/لیلا موسوی/لیلی سبحانی/ مبین روشنایی/متین صدرنژاد/ مجتبی لچینانی/ مجتبی وطن خواه/ مجید مظلوم/ مجید نوشیروانی/ محبوبه عظیمی/ محبوبه کریم پور/ محترم مهرجونوا/ محسن طارمی/ محسن علیزاده/ محسن قلعی/ محسن کارده/ محسن میلانی/ محمد کابلی موسوی/ محمد کاری/ محمد کاشمری/ محمد لواسانی/ محمد مصطفی محرابی/محمد مهدی بیگلری/ محمد مهدی حبیبی/ محمد مهدی یعقوبی/ محمود کریم پور/محمود مالکی/ مرجان حقیقت/ مرجان نمازی/ مریم اصلاحی/ مریم اکبری/ مریم پایدار/ مریم حیدریان/ مریم دهقان/ مریم سمیعی/ مریم شعبانی/ مریم شیرازی/ مریم فخرزاده/ مریم محمد زاده/ مریم محمدی/ مریم مرادپور/ مریم میرمیرانی/ مژگان ترزبان/ مژگان ثروتی/مژگان طهماسبی/ مصطفی جوکار/ مستانه نجفی/ مسعوده مشایخ/ مسعود شکوری/ معصومه خاکی/ معصومه صادقی/معصومه صدوقی/ معصومه عفیفی/ ملیحه تقی پور/ملیحه محمد پور/منصوره شجاعی/ منصوره فرخی/ منوچهر اکبری/ منوچهر خراسانی/ منیره بیات/مونااصغرزاده /مونا محمد زاده/مولود وحدت/ مهتاب پاکزاد/ مهتاب محمدی/ مهدیه لطیفی/ مهدی بیرجندی/ مهرانه اسماعیل زاده/ مهران فیض الهی/ مهرداد بزرگ/ مهرداد بهرامی کیا/ مهرداد ربیعی/ مهرگان گیلانی/ مهرنوش اعتمادی/ مهسا تهرانی/مهسا خیرالهی/ مهشید رحمانی/ مهناز رحمانی پور/ مهنازمکرمی/ مهنازکورکوئی/ میترانامداریان/ میترا یوسفی/ میثم احسانی/ میثم اعتمادی/ میلاد ابراهیمیان/ مینا خانی/ مینا ربیعی/ مینا صمیمی/ مینا محمدی/مینو کیامان/ نادرخورسندی/ نادیا تهرانی/ نادیا پهلوان/ نارمینه خورسندی/ نازگل طباطبایی/ نازنین حاجی نظری/ نازنین فرزانجو//ناصر اسماعیل پور/ناصر جعفری/ناصر شیرمحمدی/ ناهید اسلامی/ ناهیدخیرابی/ ناهید گرجی/ ناهید محبی/ ناهید مرادی/ ناهیدمیرحاج/ نجات بهرامی/ ندا اشجاری/ ندا حبیب الله/ نداحسینی/نرگس اسدی/ نرگس خاکباز/ نرگس قنبرپور/ نسترن توکلی/ نسترن جودکی/ نسرین بصیری/ نسرین تجاری/ نسیم ارشادی/ نسیم تقوی نیا/ نسیم تنها/ نعیم کارگران/ نغمه توحیدی/نغمه محمد زاده/نغمه هدایتی/ نگاره شیخ الاسلام/ نگار ابراهیمی/ نگین خیری/ نورالله شریفی نیا/ نوشین خاکی/نوشین خسروی/ نوشین عصار/ نوشین کشاورزنیا/نوید بهرامی/ نوید رنجبر/ نوید محبی/ نیکان احمدی/ نیلوفر امیری/ نیلوفردلاویز/ نیلوفر ذبیحی/نیلوفر شهیدی فر/ نیما اکبری/ نیما توکلی/ نیما زبیری/ نینا راعی/ نینا قهرمانی/نیوشا مرادی/ نیره امینی فر/ نیره زرین تاج/ ویدا امیری/ ویدا محمودی/ ویکتوریا آزاد/هادی اصغری/ هادی بیگلری/ هاشم تقوی/ هاله داوودی/ هانیه سلیمی/ هدی امامی/ هدی امینیان/ هماسالار/ هنگامه شعبانی/ یاسمین فرزانجو/یاسمن خراطپور/یلدا دادگر/یوسف گرجي

15 مرداد

۱۳۸۷ مرداد ۱۲, شنبه

حکایت دخترانی که به زور عروس شدند!


در زیر مطلبی در مورد جنایات رژِیم در سال1367در زندان آمده و حکایت دخترانی که به زور عروس شدند.قضاوت با شما
1) به قلم یک دوست وبلاگ نویس : خاطره ای از عموی پاسدار من چند وقت قبل خاطره ای از عموی خودم شنیدم گفتم شاید بد نباشه اون را برای شما بنویسم .. همه چیزه این خاطره واقعیه به جز اسامی . چون اصلا عموم اسمهای اصلی رو به من نگفت (فقط اسم لیلا واقعیه).عموی من الان سرهنگ سپاه پاسداران جمهوری اسلامیه و همسرش فوت شده، زمان جنگ ایران و عراق در زندان عادل شیراز خدمت میکرد.فکر میکنم اگه این خاطره رو از زبان خود عموم بنویسم بهتره…
فردا روزی بود که قرار بود من به همراه چندتا از بچه ها به جبهه اعزام بشیم . با اینکه خیلی دوست داشتم جنگ رو از نزدیک احساس کنم اما خیلی نگران بودم شاید به خاطر این بود که از مرگ میترسیدم . اتفاقا از بین زندانیها چندتا خانم بودن که قرار بود فردا صبح اعدام بشن . جرم اکثرشون سیاسی بود . و بعضی هاشون هم مجرد بودن (همینطور که میدونین اعدام خانمهای مجرد طبق قوانین نانوشته جمهوری اسلامی ایران ممنوعه) شب بعد از شام و خوندن دست جمعی دعای کمیل ، رئیس زندان همه بچه ها رو صدا کرد و گفت : برای برادرانی که فردا به سلامتی عازم جبهه هستند خبر خوبی دارم . امشب شبی هست که میتونن از بین زنان مجردی که قراره فردا اعدام بشن اونی رو که مایل هستن انتخاب کنن و حاج آقا رضایی هم تشریف آوردن تا هر زنی رو که خواستن امشب موقتا به عقد برادرا دربیارن و درواقع امشب زحمت خطبه عقد با حاج آقاست…حالا برای سلامتی امام و اسلام صلوات جمیع خطب کن و…برای یک لحظه هراس عجیبی تمام تنم رو فرا گرفت . اصلا فکر نمیکردم شبی که قرار بود شب اعزامم به جبهه باشه شب عروسی هم باشه . به سمت سالنی رفتیم که دختران زندانی اونجا به صف ایستاده بودند .. جالب اینکه بعضی بچه ها که همراه من بودند مجرد نبودند اما حاظر بودند که این کار رو انجام بدند اما برخی ها با اینکه مجرد هم بودند نیامده بودند . با دیدن دخترها یک لحظه میخواستم برگردم . اما سهیل که یکی از دوستام بود و سه چهار سالی سنش از من بیشتر بود گفت کجا میری مجید. وبا خنده ادامه داد نکنه میخوای ناکام از دنیا بری؟!از این شوخیش اصلا خوشم نیومد اما هرچی بود وسوسه شدم که بمونم . در نهایت هر کدوم از بچه ها دختری رو انتخاب کرد و حاج آقا رضایی که روحانی زندان بود یکی یکی دخترا رو به عقد چند ساعته بچه ها در می آورد.یادمه بعضی از دخترا راضی به این کار نبودن اما چاره ای نبود. محال بود رئیس زندان اجازه بده دختری باکره اعدام بشه. تقریبا برای هر کدوم از ما یک دختر میرسید.نوبت من شد. دختری که انتخاب کرده بودم چهره معصومی داشت اسمش لیلا بود . حاج آقا رضایی صیغه عقد رو خوند و منو لیلا حالا زن و شوهر بودیم. اونم چه زن و شوهری…زنی که قرار بود فردا صبح اعدام بشه. از لیلا پرسیدم به چه جرمی به اعدام محکوم شده ؟ گفت یک روز به همراه دوستش در یکی از جلسات حزب توده شرکت کرده و از بخت بد همون شب مامورها ریختن تو خونه و همشون رو گرفتن.میگفت که برای اولین بار بوده که تو جلسات سیاسی شرکت میکرده و فکر نمیکرده که روزی همچین اتفاقی براش بیفته.ازم خواست که کاری براش بکنم.اما من فقط یک مامور بودم .چه کاری میتونستم بکنم.کاری براش از دستم ساخته نبود.با خودم فکر میکردم لازمه امثال لیلا قربانی بشن تا اسلام پایدار بمونه.بهترین و سخت ترین شب زندگیم همون شبی بود که تو زندان با لیلا بودم.اون شب به سرعت گذشت . صبح لیلا رو بوسیدم و ازش خداحافظی کردم.گفتم حلالم کن شاید شهید بشم.لیلا سرشو پایین انداخت و هیچی نگفت.چند دقیقه بعد از پنجره میدیدمش که اونو همراه بقیه زنها به سمت اعدام میبرن.لیلا اولین دختری بود که باهش بودم بخاطر همینم برام خیلی سخت بود.اون روز عازم جبهه شدم.چند وقت بعد از بعضی بچه ها که تو زندان بودند شنیدم که وقتی پدر و مادر لیلا برای تحویل گرفتن جنازه اش اومده بودن ۱۳۰۰ تومن از طرف دولت بهشون میدادن و میگفتن دخترتون دیشب عروس شده اینهم مهریه اش
2) چند روز پیش خاطره ای مبنی بر تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام در اول انقلاب ، در سایت هفت تیر قرار گرفت . بعضی از خوانندگان که اطلاعات کمی در مورد برخورد های سالهای اول انقلاب با زندانیان و خاطرات مفصل روایت شده در این مورد داشتند با دیده شک و ت
ردید به این مطلب نگریستند و در اصل موضوع تردید وارد کردند . امروز سند غیر قابل ردی از نامه قائم مقام رهبری به رهبر انقلاب در سال ۶۷ به دست من رسید که به وضوح به این موضوع اشاره می کند و تجاوز به دختران باکره در زندان های جمهوری اسلامی را تایید می کند . در این نامه که از سوی آیت الله منتظری در حول و حوش ماجراهای سال ۶۷ و کشتن بیش از ۴ هزار نفر از زندانیان سیاسی ، خطاب به آیت الله خمینی رهبر وقت انقلاب نوشته شد . آیت الله منتظری در قسمتهایی از نامه اینگونه می نویسند : ” آیا میدانید که جنایاتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا میدانید که تعداد زیادى از زندانیها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده اند؟ آیا میدانید که در زندان (شهر) مشهد, حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود … مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟ آیا می دانید که در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار میگیرند … “ در سندیت این نامه که در کتاب خاطرات آیت الله منتظری نیز آمده است هیچگونه شک و تردیدی وجود ندارد . آیت الله منتظری چندی بعد از این نامه و پس از ماجرای اعدام غیر قانونی هزاران زندانی سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی از جانشینی آیت الله خمینی برای رهبری نظامی جمهوری اسلامی استعفا دادند و چند ماه بعد پس از فوت آیت الله خمینی آیت الله خامنه ای به رهبری نظام انتخاب شدند .

منبع: خبرگزاري 18 تير